آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
607
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كه صفائح و نردههاى آن از سيم و زر بود . 180 ذراع طول و 150 ذراع عرض داشت . روى پلههاى آن را با چوب سياه و آبنوس زركوب فرش كرده بودند . آستانه اين تخت از زر و لاجورد بود ، و صور فلكى ، و كواكب و بروج سماوى ، و هفت اقليم ، و صور پادشاهان ، و هيئتهاى آنان را ، در مجالس بزم و ايام رزم و هنگام شكار ، بر آن نقش كرده بودند . در آن آلتى بود براى تعيين ساعات روز چهار قالى از ديباى زربافته مرصع بمرواريد و ياقوت ، در آن تخت گسترده بودند ، كه هر يك تناسب با يكى از فصول سال داشت » . اما فردوسى وصف مشروحترى از طاقديس به نظم آورده است « 1 » و گويد اين سريرى كهن بود ، كه در عهد خسرو پرويز آن را از نو ساختند ، و شرحى هم از كيفيات نجومى اين تخت بيان كرده است : « شمار ستاره ده و دو هفت * همان ماه تابان ز برخى كه رفت چه زو ايستاده چه مانده بپاى * بديدى به چشم سر اختر گراى ز شب نيز ديدى كه چندى گذشت * سپهر از بر خاك بر چند گشت . . . » هرتسفلد « 2 » ، كه رساله بديعى در باب تخت طاقديس نگاشته ، اشاره بقول يكى از مورخان رومى كدرنوس « 3 » نام كرده ، كه او هم روايت از يكى از كتب تئوفانس ( نيمه دوم قرن هشتم ميلادى ) نموده است . كدرنوس گويد : قيصر هرقل پس از انهزام پرويز ، در سال 624 ، وارد كاخ گنزك شد « بت خسرو را ديد ، كه هيئتى هولناك داشت ، و تصوير پرويز را نيز مشاهده كرد ، كه در بالاى كاخ بر تخت قرار گرفته بود . اين تخت بكره بزرگى شباهت داشت ، مانند آسمان ، و در پيرامون آن خورشيد ، و ماه ، و ستارگان بودند ، كه كفار آنها را مىپرستند : و تصوير رسولان پادشاه نيز
--> ( 1 ) - چاپ مهل ، ج 7 ، ص 306 و ما بعد . ( 2 ) - رساله تخت خسرو ، سالنامه فوق الذكر ، ج 41 . متمم اين مطالب در گزارش باستان ، ج 2 ، ص 128 و ما بعد . ( 3 ) - Kedrenos